ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

95

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

غير حقيقي موجب ايجاد مجاز مىشود گاهى حكمي به دليل اين كه به حكم ديگرى تغيير پيدا مىكند كه معناى حقيقي آن نيست مجاز گفته مىشود مانند سخن گفتن خداوند متعال : « وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ » ، كه تقدير آن : « وَاسْئل أهل القرية » است ، يعنى از أهل قريه بپرس . اين مطلب كه : « با در نظر گرفتن أهل در تقدير ، اعراب حقيقي قريه جر خواهد بود ، ونصب آن مجازى است » ، پندارى نادرست وقابل بحث است ، زيرا رعايت اعراب موجب صدق وكذب نسبت ، مطابقه وعدم مطابقه نمىشود ، چون اگر بگويى لمست السّماء : « آسمان را لمس كردم » آسمان در اين عبارت مفعول مستقيم است براي فعل لمس كردن ودر حقيقت بايد منصوب باشد در آيهء شريفه قريه در واقع مفعول وشايستهء نصب است ، امّا اين كه سؤال كردن از قريه در حقيقت امرى صادق است يا نه ، بحث ديگرى است ( وبه اعراب مربوط نمىشود ) ، حقيقت اين است كه در اين آية مجاز در تركيب ونسبت است ، زيرا سؤال كردن از مردمان قريه حقيقت وسؤال از قريه مجاز خواهد بود . با صرف نظر از بحث علماى نحو ( كه مجاز را به اعراب نسبت داده‌اند ) . ممكن است بگوييم آنچه امام فخر در تعريف مجاز اين آية گفته درست است ( مجاز در اين آية ، مجاز در كم كردن عبارت بود ) اما مجاز به سبب زياد كردن عبارت : اگر افزايش در عبارت باعث تغيير معناى سخنى شود كه بدون آن افزايش هم معناى خود را مىرساند ، مانند سخن خداوند متعال : « فاطِرُ السَّماواتِ وَ » : « چيزى مانند أو نيست » ، مجاز در نسبت محقق شده است زيرا ( در اين عبارت ) نسبت نفى برقرار است واگر معنى را تغيير ندهد مانند قول خداوند متعال : « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ » « 49 » « ب » در فبما اضافه است وتغييرى هم در معنى نداده است مجاز نيست .

--> ( 49 ) سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء ( 159 ) : مرحمت خدا ترا با خلق مهربان گردانيد .